شنبه / ۱۶ بهمن ۱۳۹۵ / ۱۵:۳۹
سرویس : کشت و صنعت، باغداری ، گیاهان خوراکی و پروتئین سویا
کد خبر : ۶۹۸۸۳
گزارشگر : ۱۰۰۶
سرویس کشت و صنعت، باغداری ، گیاهان خوراکی و پروتئین سویا
یادداشت از منصور انصاری

حمایت های عوام فریبانه سیاسی، کشاورزی کشور را نابود می کند

چندمین بار است که صدا و سیما شرایطی را برای دکتر شاعری رئیس کمیسیون کشاورزی مجلس فراهم می سازد که یک تنه و بدون حضور مناظره کننده ای جدی در مقابلش،‌ بتواند به راحتی دیدگاه ها و نقطه نظراتی را بیان دارد که اگر در دستور سیاست ها و برنامه‌ های اجرایی قرار گیرند، کشاورزی کشور از آنچه که هست عقب افتاده‌ تر و فشل‌ تر می‌شود

ایشان در برنامه زنده تلویزیونی شبکه دو سیما مورخه هفتم بهمن ماه، با اشاره به مصوبه26/10/95 هیات وزیران در مورد کاهش تعرفه 8 قلم کالای کشاورزی، مطالبی بیان داشت که جای نقد و بررسی بسیار دارد.

 

شعارهای نخ  نمای حمایت سرسختانه از تولید داخل

پوسته عوام فریبانه این نظرات، شعارهای نخ نمای حمایت سرسختانه از تولید داخل است. ایشان با این شعارها، مفاهیم کهنه 30 سال پیش را به میان می آورد که فقط میتوان در چارچوب یک» اقتصاد دولتیِ بسته و در خود «جستجو کرد. نحوه بیان و دفاع دکتر شاعری رئیس کمیسیون کشاورزی از تولید محصولات کشاورزی کشور که ظاهری خوب دارد این است که محصولات کشاورزی به هر قیمتی و تحت هر شرایطی بدون توجه به پیشرفت های جهانی و تحولات شگرف در روش های تولید و افزایش بهره وری و استفاده از تکنولوژی های مدرن تولید توسط دولت خریداری و در کنار آن با وضع تعرفه های گمرکی سنگین جلوی هر گونه رقابتی با محصولات کشاورزی داخل گرفته شود تا کشاورزی و کشاورزان کشور، با این تعبیر و تفسیر که این یعنی ایجاد امنیت غذایی،  آسیب نبینند. ممکن است عده ای هم بگویند ماشاالله،بارک الله و آفرین؛ چه حمایتی، اما صاحب نظران اقتصادی خواهند گفت این دیدگاه همان بازگشت به کشاورزی سنتیِ معیشتی و غیر اقتصادی است که نه تنها حمایت از کشاورزی،کشاورزان و محصولات تولید داخل نیست بلکه موجب می شود کشاورزی کشورمان که الزاما در عرصه رقابت های لامحاله جهانی می بایست خود را ارتقا دهد به قهقرا سقوط و نابود شود.

این نوع حمایت ها که نوعی ماهیت عوام فریبانه دارند به مثابه این است که 30 سال از یک فرزند تازه متولد شده مواظبت کنی و بعد از گذشت چنین زمانی باز قصد داشته باشی به خیال جلوگیری از هر آسیبی، جوان برومند سی ساله را با کالسکه به گردش ببری و اجازه ندهی که با پای خود گام بردارد و اگر هم کسی سخنی گفت یا لبخندی زد بگویی؛ دارم از فرزند برومندم حمایت می کنم!

 

باز هم تعریف غلط از امنیت غذایی

 

 این دیدگاه که البته با شکست مواجه شده هنوز می خواهد اقتصاد و بازرگانی کشاورزی را صرفا رابطه ای دو سویه میان پول نفت و کشاورزان ببیند؛ یعنی دولت سفارش دهد و کشاورز، با هر قیمت یا کیفیتی تولید کند و با حاشیه سود نه چندان زیاد به دولت بفروشد.

 در چنین نظریه ای سرمایه گذاری های بزرگ منتفی است، تحرک و رقابت وجود ندارد و کشاورزی کشور به مثابه یک چراغ زنبوری نفتی کم کم به پرت و پرت میافتد و کم سوتر و در نهایت خاموش می شود.

این نوع دیدگاه حتی امنیت غذایی را در همین قالب می بیند، آن را به غلط تعریف می کند و همه جا شعار می دهد » دولتی می تواند امنیت غذایی آحاد کشور را تامین کند که صد در صد کالاهای اساسی و کشاورزی خود را در داخل تولید کند« .

 سال های متمادی است که عده ای به عمد یا سهوا و از روی بی توجهی، رابطه ای خطی و مستقیم میان امنیت غذایی و تولید تمامی محصولات کشاورزی و فراورده های دامی در داخل کشور را اصلی درست و خدشه ناپذیر اعلام می کنند و نمی خواهند به این پرسش پاسخ دهند که اگر بر فرض محال کشوری تمام محصولات کشاورزی و فراورده های دامی را حتی بیش از نیاز مصرف داخل تولید کند ولی چند دهک از مردم آن کشور به دلیل دستمزدهای پایین قدرت خرید مواد غذایی نداشته باشند، باز هم می توان گفت امنیت غذایی تامین شده است؟

کسانی که به عمد بر تعریف نادرست امنیت غذایی تاکید دارند، نمی خواهند بگویند چرا در کشورهایی که